اين گفتگو پيش از اين در پایگاه خبری حوزه هنری منتشر شده است
شاعر نمیتواند بر مبنای مانیفست منتقدان شعر بگوید
محمدرضا وحیدزاده، شاعر و پژوهشگر شعر معاصر، گفت: نباید انتظار داشته باشیم كه شاعر كارش را متوقف و موقوف به نقد و تعیین مولفههای شعری توسط منتقدان كند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، هنوز هم كه هنوز است بعد از گذشت حدود 4 دهه از وقوع جریانی با عنوان «شعر انقلاب» در ایران، شناخت شاخصهها و مولفههای نظری - ماهوی این جریان ادبی فراگیر نشده است. این البته به ضعف كلی جریان پژوهش در كشور مربوط میشود؛ ولی تكثرگرایی شعری و در هم تنیدگی موضوعی اشعار امروز هم، به این نامشخصی و عدم فراگیری دامن زده است. از این رو با همه تكرارها و مكررات هنوز هم نیازمند پرسش از مولفههای اصلی جریان «شعر انقلاب» هستیم. هرچند شاید تعیین دقیق این مولفهها نه ممكن باشد و نه حتی سودمند؛ اما هر جریان ادبی بعد از گذشت 4 دهه از عمرش، ناگزیر از پرسش درباره خویش است؛ چه این پرسش جواب محصلی در پی داشته باشد، چه نداشته باشد ضروری است؛ زیرا كمترین سودمندیاش وضوحبخشی به نقشه راه آینده یا آسیبشناسی درونگروهی است. با هدف این پرسشگری و به بهانه برگزاری «پنجمین جشنواره شعر انقلاب» در حوزه هنری، با شاعران معاصر همسخن شدیم:
محمدرضا وحیدزاده، شاعر و پژوهشگر حوزه شعر فارسی، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری میان حوزه خلق شعر و نقد شعر مرزبندی قائل شد و توضیح داد: بین حوزه آفرینش خلاقه شعر و حوزه نقد آثار ادبی و شعر هیچ ارتباط مستقیمی وجود ندارد. تولید اثر یك مقوله است و كار نقد چیز دیگری است.
وحیدزاده ادامه داد: ممكن است هنرمندی كه خلق اثر شعری میكند دستی هم بر نقد داشته باشد؛ اما از سوی دیگر ممكن است شاعری باشد كه در عمرش نه یك نقد خوانده باشد و نه چیزی از نقد شعر بداند بلكه صرفا به كار آفرینش هنری مشغول باشد.
این شاعر و پژوهشگر ادبی اظهار كرد: ما نباید انتظار داشته باشیم شاعر كارش را متوقف و موقوف به نقد و تعیین مولفههای شعری توسط منتقدان كند. شاعر كار خود را در حوزه آفرینش اثر هنری انجام میدهد و این منتقدان هستند كه باید به سراغ اثر شاعران بروند و مولفههایی را از دل آن آثار هنری بیرون بكشند.
به گفته وحیدزاده، بدین ترتیب تعیین مولفه برای شعر انقلاب اسلامی مقدم بر خلق شعر انقلاب اسلامی نیست، بلكه خلق آثار حوزه شعر انقلاب ذاتا و منطقا بر تعیین مولفه برای آنها توسط منتقدان پیشی دارند.
وی توضیح داد: منتقد شعر باید خودش را تابع شعر شاعران بكند، نه برعكس! كار منتقد است كه شعرهای یك دوره یا سبك را بازشناسی كند و منطبق با آنها، در حوزه پژوهش سخن بگوید.
وحیدزاده این حكم را درباره شعر انقلاب اسلامی هم صادق دانست و گفت: هنرمند یا شاعر انقلابی كسی نیست كه بر اساس مانیفست یا سرفصلهای از پیشتعیینشده شعر بگوید. هنرمند یا شاعر در عالمی كه ایجاد میشود ذوب میگردد و بر مبنای عالم خود اثری را خلق میكند و رنگ و بوی جهانش را در اثر هنری خود بازتاب میدهد.
وی افزود: اگر یك شاعر هنرمند واقعی باشد نمیتواند رنگ و بوی جهانش را در اثرش متصاعد نكند و دست به خودسانسوری بزند. بدین ترتیب وقتی آثارش رنگ و بوی عالمش را گرفت، آنوقت است كه منتقدان میآیند و مولفهها یا شاخصهای اثرش را تعیین و تنظیم میكنند.
این شاعر و پژوهشگر ادبی در پایان گفت: البته این به معنای غیرمهم دانستن حوزه نقد و نظریهپردازی نیست؛ ما به نقد و نظریهپردازی و تعیین مولفه برای شعر انقلاب نیاز داریم ولی باید بدانیم كه اینها نسبت به كار شاعر پسینی و متاخر هستند.
برچسب: گفتگوی بنده با خدا,گفتگوي بنده با خدا,گفتگو بنده با خدا,گفتگوی خدا با بنده اش,گفتگوی خدا با بنده هایش,گفتگوی خدا با بنده هاش,
نویسنده: مانی کاشانی